دلپرسه

 

این عکسی از من است

 

مدتی قبل گرفته شده است

در آغاز به نظر میرسد

آغشته و چسبناک چاپ شده

با خطوط محو و سایه روشن های خاکستری

درآمیخته با کاغذ عکس

بعد اگر موشکافانه نگاه کنید

در گوشه ی چپ

چیزی می بینید شبیه شاخه، بخشی از یک درخت

(درخت گلخدا یا صنوبر) که رفته رفته پدیدار میشود

و سمت راست، وسط عکس

باید سرازیری ملایمی باشد

و یک خانة چوبی کوچک.

در زمینه ی عکس دریاچه ای است

و ماورایش چند تپه ی کوتاه

عکس یک روز بعد غرق شدن من گرفته شد

من در دریاچه ام، وسط تصویر

دقیقاً زیر سطح

مشکل است که بگویم دقیقاً کجایم

یا چقدر کوچکم چقدر بزرگ

آب

نور را شکسته است

اما اگر مدتی مدید

خوب نگاه کنید

می توانید

مرا ببینید

 

 

مارگارت آتوود

 

 

 

او برای خود خانه ای ساخت

شالودهاش،

سنگهایش،

دیوارهایش،

بام بالای سرش،

بخاری اش و دودش،

و چشم اندازش از پنجره را.

 

او برای خود باغی ساخت

حصارش،

آویشن اش،

کرم خاکی اش،

و شبنم شامگاهش را.

 

او تکه ی سهم خود را از فراز آسمان جدا کرد.

 

و باغ را در میان آسمان نهاد

و خانه را در باغ

و همه را در دستمالی پیچید.

 

و بیرون زد

تنها چون روباه قطبی

در میان سرما

و باران بی پایان

در میان همه ی عالم .

 

افسانه ی پریان از میروسلاو هولوب

 

برگردان :حمزه موسوی پور

 

چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس


فدریکو گارسیا لورکا  - برگردان : محمد حسین بهرامیان

 

 

تسلّا = یکی از حالات روحی که بر اثر اندیشیدن به بدبختی های دیگران به انسان دست می دهد.

 

آمبروز بیرس

 

 

/ 0 نظر / 12 بازدید